ویرانی حوزه علمیه منطقه زلزله زده غرب کشور نشان می دهد، اگر ساختمان دینی هم با معیارهای علمی ساخته نشود، محکوم به نابودی است. خدا با دینداران تعارف ندارد و از آنها انتظار دارد تا علمی، عمل کنند. مکّه نیز بارها طی حوادثی طبیعی خراب شده است. جهان ما، جهان کاریکاتوری و کارتونی نیست که موش همیشه در جدال با گربه، پیروز شود. موش اگر غفلت کند، اسیر چنگ گربه خواهد شد.
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
برچسب:
نویسنده: رها ایمانی
کلثوم ننه، کتابی از آقا جمال الدین خوانساری، از
علمای مشهور دوره صفویه است. وی از شاگردان مرحوم مجلسی اول (محمدتقی) بود و گفته
می شود بر پیکر ایشان، نماز میت خوانده است. قبر ایشان در قبرستان تخت پولاد
اصفهان (در کنار پدرشان) است.
کلثوم ننه، کتابی طنّازانه، در بیان خرافاتی است
که در بین زنان آن روزگار رواج داشته و بسیار در شناخت فرهنگ عامه آن روزگار، مفید
است. در مقدمه این کتاب آمده است:
«بدان که افضل علمای زنان پنج نفرند: اول بیبی شاه زینب، دوم
کلثوم ننه، سوم خاله جانآقا، چهارم باجی یاسمن، پنجم دده بزمآرا و آنچه از
اقوال آنها به دست بیاید، نهایت وثوق دارد و محل اعتماد است، و به غیر از این پنج
نفر، بسیاری نیز هستند که ذکر آنها موجب طول کلام میشود. بدان که هر زنی که سنی
داشته باشد و پیری و خُرافَت او را دریافته باشد، دیگران به افعال او وثوق تمام
دارند و هر زنی که خلاف فرموده ایشان کند، آثم و گناهکار باشد!».
براستی چرا باید خرافات دینی آنچنان در قلب ها رسوخ و نفوذ کند که اگر کسی،
عالمانه و محققانه، آن خرافات را نفی کند، مورد شماتت قرار گیرد؟ روزی، پیامبران و
امامان نیز همین مأموریت ها را بر عهده داشتند، اما عده ای خرافه گرا، ایشان را به
بهانه مبارزه با حقیقت(!) تیغ می زدند و سم می خوراندند. آری! حقیقت تلخ است، ولو
برملا کردن خرافه باشد.
آیا ما نیز در دلهایمان، خرافاتی ر
برچسب:
نویسنده: رها ایمانی
بیان عیان به جهت مقابله با جریان های خرافه گرا، سطحی نگر و تعصب محور در فرهنگ دینی، چهارده اصل را بنیان نهاده است.
اصل اول) دین، منبع شیرینی و حِلاوت است؛ نه ترشرویی و قِساوت. دین به ما میآموزد، بهشت آفرین باشیم، نه جهنم افروز.
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
برچسب:
نویسنده: رها ایمانی
سوار ماشین است و از جاده چالوس، به سمت شمال می رود. از دود و دم تهران خسته و ملول است، از کار نیز. آهنگ بی کلام و آرامش دهنده ای گوش می دهد تا بلکه کمی بیاساید.
ناگهان ذهنش به هم می ریزد. دوباره مشکلاتی که دارد، در ذهنش تلنبار می شود: پول اجاره خانه، بیماری پدر، خرج عمل جراحی زیبایی همسر، تعویض دکوراسیون خانه، خرید شب عید...
صدایی می آید. ناگهان همه چیز می چرخد. نمی داند در چه وضعیتی است. کمی بعد، سبک می شود... احساس می کند بالای همه است و به هیچ چیز وابسته نیست. کمی غربت ... کمی شگفتی...سکوت... رهایی ... بی وزنی ... دیگر، فکر مزاحمی آزارش نمیدهد... صحنه بهکلی عوض شده ...
دنیای جدیدی آغاز شده است... دنیای پس از مرگ...
تلگرام بیان عیان:
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
برچسب:
نویسنده: رها ایمانی
دعای سیفی صغیر از مولا علی علیه السلام، که به دعای قاموس مشهور و معروف است، از جمله دعاهای عالی المضامین عرفانی است که خواندن روزمره آن، اثرات سلوکی مطلوبی دارد. اصل این دعا، در کتاب صحیفه ثانویه علویه مرحوم محدث نوری آمده است اما شیخ عباس قمی اصل دعا را از باب اعتماد به ایشان، در مفاتیح الجِنان آورده است. صوت زیبا و رازآلود این دعا از اباذر حلواجی، بر شدت گیرایی آن می افزاید و جلوت و جلالی چندبرابر، به مضامین آن می بخشد. صوت را می توانید از پیوند زیر بارگذاری (پایین گذاری) کنید. دانلود
برچسب:
نویسنده: رها ایمانی
یک) یکی از آفات منبرها و خطابه های دینی که روزبه روز شدیدتر می شود، عدم مطالعه کافی واعظان است. اوج زحمت و تلاش برخی واعظان آن است که نیم ساعت قبل از منبر، تند تند نگاهی به فیش های نرم افزار منبر و خطابه بیندازند و سپس با ضمیمه کردن چند خاطره، خرافه، جوک، شعر و ضرب المثل، منبر خود را به پایان برند. آیا براستی، منزلت منبر در دوران گذشته نیز چنین سخیف و نحیف و ضعیف بود؟
دو) کافی است نگاهی گذرا به قرآن، کتب روایی معتبر مانند کتب چهارگانه، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، دعاهای مأثور و منقول بیاندازیم تا دریابیم، آنچه در در این آثار فاخر موج می زند، عقلانیت و عبودیت و اخلاق است. نه نیازی هست بادنجانی به ولایت علی علیه السّلام اقرار کند، نه نیاز هست واعظ برای تایید و تاکید گزاره های دینی، به انواع خرافات و اخبار مجعول و مجهول دست یازد که اثبات آنها به این سادگی نیست.
سه) خطری که دینداری امروز را تهدید و تحدید می کند، خطر خرافه گرایی و فاصله گرفتن از معارف اصیل دینی است. این معضل، آنچنان جدی است که نه تنها غیر دینداران، دین و دینداری را به تمسخر می گیرند، بلکه پشتوانه های عقلانی دین نیز از رهگذر این شیوه، از دینداران بازستانده می شود و آنها را روز به روز منزوی تر می سازد. در روزگاری به سر می بریم که برخی به ناچار، زبان در کام گرفته اند و آنان که مجال سخن دارند، آب و کف تحویل اذهان و اعیا
برچسب:
نویسنده: رها ایمانی
بذر مبارکی را احمد خاتم صلی الله علیه وآله، چهارده قرن پیش در شبه جزیره ای بی آب و علف در دل خاک معرفت نهاد، باران فیض الهی بر آن باریدن گرفت و دم های پاک اولیای الهی در آن دمید. اینک این مبارک دانه، در اوج دشمنی ها و فسادپراکنی ها، به درخت تنومندی بدل شده است که ربع ساکنان ربع مسکون را زیر سایه خود، پناه داده است.چه مبارک بذری بود...
چه مبارک غاری بود...
چه مبارک دم هایی بود...
چه مبارک پیمبری بود...
چه مبارک دینی است، دینِ قرآن و برهان و عرفان...
دین خاتم نه با زور و تهدید در دل ها جای گرفت، نه با پول و تزویر ، و نه با زخم شمشیر...
مگر چنگیز و لنین و استالین شمشیر نداشتند؟ پس کجاست مسلک و مرامشان؟!
آری... سرنوشت تاریخ، با پاکان و پاکبازان است... .
بیان عیان بیان های عارفانه و عاقلانه https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
برچسب:
نویسنده: رها ایمانی
برچسب:
نویسنده: رها ایمانی
منبر: سال 88 بود که برای شرکت در جلسه اخلاق یکی از مطرح ترین واعظان کشور به اطراف آرامگاه بوعلی سینا همدان رفتم. زرافشانی خورشید کم کم روی قله الوند خودنمایی می کرد که به "محفل اخلاقیّون" رسیدم. جمع مستان (پیرمردها) و عده کمی جوان، منتظر بودند تا استاد اعظم اخلاق وارد شود. من نیز که از همان اوان کودکی به این مباحث علاقه داشتم، در گوشه ای نشسته بودم. ظاهراً در آخر همان مجلس به ذهنم خطور کرد که نامه ای به استاد اخلاق اعظم بنویسم و سوالاتم را از حضرتشان بپرسم. روز بعد، نامه را شخصا به ایشان دادم و قرار شد فردا جواب نامه را پس بگیرم. خوشحال و شاد و خندان و خرامان برگشتم و در انتظارِ صبحِ فردا بودم. فردا با اشتیاق زائدالوصفی، به محضر آن پیر مراد شتافتم تا جواب نامه را بگیرم. پسر ایشان را ملاقات کردم اما خبری از جواب نامه نبود. فرمودند: فردا بیا.فردا شد. رفتم تا جواب نامه را بگیرم. اما همان پاسخ دیروز را شنیدم. فردا شد؛ یعنی روز آخرِ موعظه آن جناب. ناچاراً به محضر استاد اعظم اخلاق شتافتم. ایشون گفت: جواب نامه را نوشته ام اما نامه را برده اند تهران! من هم گفتم: ایشالّا سال بعد که تشریف آوردید، نامه را همراه خودتان بیاورید (تا حداقل از پاسخ شما استفاده کنیم). هنوز هم که هنوز است جواب نامه را دریافت نکرده ام!!استاد اعظم قصه ما، خیلی منبر میره، خیلی هم معروفه اما رفتار ایشون هنوز هم در ذهن م
برچسب:
نویسنده: رها ایمانی
دائم می پرسند : چرا ما مسلمانان در دنیای خود ، درگیر انواع مشکلات و نابسامانی ها هستیم؛ گویی خدا با ما قهر کرده اما اروپایی ها در نعمت و رفاه زندگی می کنند و روز به روز در حال ترقی اند؟ پاسخ ساده است:آنها برای دنیای خود برنامه دارند ، مطالعه می کنند ، نقد می کنند، تحلیل می کنند، پژوهش می کنند و فرصت شکوفایی می دهند. اما ما فقط دعا می کنیم و دخیل می بندیم و از خدا انتظار داریم خودش دست بکار شود!
توکل یعنی: کار ِخدا را به خدا واگذار کردن نه :کار ِخود را به روی دوش خدا نهادن!
بیان عیان؛ بیان های عارفانه و عاقلانهتلگرام: https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
برچسب:
نویسنده: رها ایمانی